محمد رضا حیدر زاده
همهاش باید همین بوده باشد؛ از شکستن هسته زردآلو و سفری که سه سال و بیشتر طول کشید تا آن تماس...
ایستادهام جلوِ آینه. یادم رفته دمپاییهایم رابپوشم. کف پاهایم یخ کردهاند. ببین ها! بالای پیشانیام پر از موهای سفید شده. لعنتیها دست از سرم برنمیدارند. انگار قرنها بر من گذشته تا اینجا روی این کاشیهای مسخره گلبهی بایستم و منتظر اعلام نتیجه باشم.
ماه قبل نشد. ماه قبلش هم. استرس او از من بیشتر است. بعضی وقتها تعجب میکنم که مرد گنده چهقدر دلنازک است. از همان مراسم مختصرعروسیمان فهمیدم که دلنازک است. چه اشکی میریخت؛ اشک شوق، اشک شادی. قشنگ بودند، ولی… مثلاً متولد سیبری است و با خرسها بزرگ شده. همیشه وقتی سربهسرش میگذارم همین را بهاش میگویم و او فقط قهقهه میزند.…
***
کتاب داستانی«شکستن هسته زردآلو»نوشته سینا داددخواه، توسط نشر چشمه منتشر شده است.این کتاب، روایت آشنایی تصادفی و دل باختن برقآسا در یک کافه مرکز تهران است. عاشقانهای شهری که به سرعت به درام اجتماعیِ نفسگیری تبدیل میشود و قهرمانهایش را بر سر دوراهیهای اخلاقی ـ عاطفی، شخصی ـ اجتماعی و در نهایت واقعیت ـ دروغ میگذارد.
این همان هسته سختی است که تا آن را نشکنیم، از محتوایش آگاه نمیشویم؛ اما اگر شکست، دیگر شکسته است؛ چه شیرین باشد و چه تلخ....
در این کتاب، با روایتی دغدغهمند از دل زندگی امروزی در تهران و از زبان زنی به نام «بنفشه» مواجه میشویم. زنی که به قول خودش زندگییی غیرعادی دارد و این زندگی غیرعادی را با وقایعی که هر کدام میتوانند به تنهایی یک انسان را از پا دربیاورند، ادامه میدهد.
نویسنده در این داستان، ماهرانه از عناصر تشکیل دهنده زیست جوان امروزی جامعه ایران بهره برده است. مکانهایی مثل کافه که شاید بخشی مهم از روزمره این نسل است. ساختار شهری، روابط، فضای مجازی، همه و همه در اختیار روایتگری او هستند. او با دستمایه قراردادن زندگی چند جوان و برشزدن قابی گذرا از زندگیهایشان، نشان میدهد که میتوان در دل تلاطمها و بحرانها، شکستها و رنجها، خود را شناخت، مشاهده کرد و راه درست و آگاهانه را در پیش گرفت....
**
«سینا دادخواه» متولد ۱۳۶۳ و کارشناس مهندس عمران بوده و فعالیت نویسندگی را خود را با نوشتن داستان کوتاه در نشریات مختلف، ازجمله مجله همشهری داستان آغاز کرد.
نخستین کتاب وی به نام «یوسفآباد، خیابان سی و سوم» با اقبال روبهرو شد و با نوشتن کتاب هایی چون: «قطعه نایاب برای تعمیر ریش تراش»،او را به نویسندهای شناختهشده تبدیل کرد. عمده علاقه سینا دادخواه در آثارش، جستوجو در فرهنگ شهری است....
شما چه نظری دارید؟